تبليغاتX
سيماي عاشقان
يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهتت بخن

            

Shakira

براي ديدن تو از حادثه ها گذشتم

هنوز اي يار تنهايم
 به ديدار تو مي آيم
باز مي آيم
 اگر كه فرصتي باشد
مجال صحبتي باشد
حرف خواهم زد
براي ددين تو از
 حادثه ها گذشتم
كفر اگر نباشد اين
من از خدا گذشته ام
من از خدا گذشته ام
براي ديدن تو از
حادثه ها گذشتم

كفر اگر نباشد اين
من از خدا گذشته ام
من از خدا گذشته ام
عذاب اين دريده ها

مرا شكسته بي صدا
دستي بكش به زخم من
كه از شفا گذشته ام
 كه از شفا گذشته ام
باورم كن باورم كن
من كه با تو صادقم
اگه خستم ، يا شكستم
هرچه هستم ، عاشقم
هر چه هستم ، عاشقم
براي ديدن تو از
حادثه ها گذشتم
كفر اگر نباشد اين
من از خدا گذشته ام
 من از خدا گشذته ام
منو بشناس و باور كن
 كه خسته ام ، خيلي خسته ام
اما هستم
تهي ماند و نشد آلوده دستم
 من به دنيا
دل نبستم
باورم كن ، باورم كن
من كه با تو صادقم
اگه خستم ، يا شكستم
هر چه هستم ، عاشقم
هر چه هستم ، عاشقم
هر چه بلا كشيده ام
من از وفا كشيدم
چه از وفاداري اين
 اهل وفا گشته ام
من از وفا گذشته ام
 براي ديدن تو از
 حادثه ها گذشتم
كفر اگر نباشد اين
 من از خدا گذشته ام
كفر اگر نباشد اين
 من از خدا گذشته ام

                                                                              


    

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 7:39 PM  توسط مرتضی  | 


Shakira wallpaper

نيمه ي گمشده ي من

نيمه ي گمشده ي من
چه كسي مي تونه باشه
مث روح تشنه ي من
عاشق و ديوونه باشه
كسي كه هر كلامش
طلوعي تازه باشه
غم و تنهايي ما
به يك اندازه باشه
اون كسي كه خواستن او
با همه فرق داشته باشه
هر چي كه از او بوخنم
شعر تكراري نباشه
كسي كه براي خوندن
نشسته تو سينه ي من
نفس هاش هواي عشقه
سكوتش صداي عشقه
اون كه از نهايت عشق
منو با اسمم بخونه
من جزيي از وجودش
يا خود خودش بدونه
اون كه گم شده از آغاز
تا كه من تنها بمونم
جاده ي جستجوهامو
تا قيامت بكشونم
كسي كه هميشه عاشق
مث من ديونه باشه
تو دنيا اگه نباشه
تو آينه مي تونه باشه
كسي كه هر كلامش
طلوعي تازه باشه
غم و تنهايي ما
به يك اندازه باشه
اون كه از نهايت عشق
منو با اسمم بخونه
من جزيي از وجودش
با خود خودش بدونه
اون كه گم شده از آغاز
تا كه من تنها بمونمم
جاده ي جستجوهامو
 تا قيامت بكشونم
كسي كه هميشه عاشق
مث من ديونه باشه
تو دنيا اگه نباشه
تو آينه مي تونه باشه
كسي كه هر كلامش
طلوعي تازه باشه
غم و تنهايي ما
 به يك اندازه باشه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 7:30 PM  توسط مرتضی  | 

 

               

 

شقايق

دلم مثل دلت خونه ، شقايق
چشام درياي بارونه ، شقايق
 مث مردن مي مونه دل بريدن
ولي دل بستن آسونه شقايق
شقايق درد من ، يكي دو تا نيست
آخه درد من از بيگانه ها نيست
 كسي خشكيده خون من رو دستاش
 كه حتي يك نفس از من جدا نيست
 شقايق آي شقايق ، گل هميشه عاشق
شقايق اينجا من خيلي غريبم
آخه اينجا كسي عاشق نمي شه
 عزاي عشق غصه ش جنس كوهه
 دل ويرون من از جنس شيشه
 شقايق آخرين عاشق تو بودي
تو مردي و پس از تو عاشقي مرد
 تو رو آخر سراب و عشق و حسرت
ته گلخونه هاي بي كسي برد
شقايق واي شقايق ،‌ گل هميشه عاشق
دويديم ،‌ دويديم و دويديم
 به شب هاي پر از قصه رسيديم
گره زد ر نوشامو تقدير
ولي ما عاقبت از هم بريديم
شقايق جاي تو دشت خدا بود
نه تو گلدون ، نه توي قصه ها بود
حالا از تو قفط اين مونده باقي
كه سالار تموم عاشقايي
شقايق اي شقايق ، گل هميشه عاشق
شقايق واي شقايق ،‌ گل هميشه عاشق


+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 7:27 PM  توسط مرتضی  | 

چشم من

 چشم من بيا منو ياري بكن
 گونه هام خشكيده شد ، كاري بكن
 غير گريه مگه كاري مي شه كرد
 كاري از ما نمي آد ، زاري بكن
اون كه رفته ، ديگه هيچ وقت نمي آد
 تا قيامت دل من گريه مي خواد
هر چي دريا و زمين داره خدا
با تموم ابراي آسمونا
 كاشكي مي داد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گريه كنن
اون كه رفته ، ديگه هيچ وقت نمي آد
تا قيامت ،‌ دل من گريه مي خواد
قصه ي گذشته هاي خوب من
خيلي زود مثل يه خواب تموم شدن
حالا بايد سر رو زانوم بذارم
تا قيامت اشك حسرت ببارم
دل هيچ كي مثل من غم نداره
 مثل من غربت و ماتم نداره
حالا كه گريه دواي دردمه
چرا چشمم اشكشو كم مي آره
خورشيد روشن ما رو دزديدن
زير اون ابراي سنگين كشيدن
همه جا رنگ سياه ماتمه
فرصت موندنمون خيلي كمه
اون كه رفته ،‌ ديگه هيچ وقت نمي آد
تا قيامت دل من گريه مي خواد
سرنوشت چشاش كوره نمي بينه
زخم خنجرش مي مونه تو سينه
لب بسته سينه ي غرق به خون
قصه ي موندن آدم ها اينه
اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمي آد
تا قيامت ، دل من گريه مي خواد 


 

               

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 7:20 PM  توسط مرتضی  | 

اين سوال بی پاسخ من از خودم بارديگر ذهنم را مشغول کرده است.

براستی چه چيز مرا به اين زندگی گره زده است؟ اين رشته ای که مرا ناگزير ماندن می کند چيست؟

 

اسم تو

 اين همه شهر عاشقونه هق هق گريه شبونه
 اين همه قصه از يك اسمه اسمي كه مثل يك طلسمه
يك اسمه طلسمه
ياد تو ياد تو روزهاي رفته
اسم تو اسم تو اسم هر روز هفته است
شيشه ي عمر من افسون اين يه اسمه
زندگيم بسته ي جادوي اين طلسمه
دنياي من طلسمه يك اسمه يك اسمه
سب هاي چوبي تكيده بادبادك هاي پر كشيده
اين همه خاطره طلسمه ياد يك عمره و ي ه اسمه
طلمسه ، يك اسمه
اسم تو اسم دريا ، كبوتر
بوي تو بوي گل گل هاي سرخ پرپر
 اسم تو ،‌ رو تن هرسنگ و هر درخته
 گفتنش ، خواستنش مثل عشق تو سخته
كي گفته اين يك اسمه ... طلسمه ... طلسمه

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 7:19 PM  توسط مرتضی  | 

 
به من نگاه کن به من که زرد بوده ام به من که سبز میشوم به من که گرم بوده ام به من که سرد می شوم یه من که از فشار غم خمیده ام به من که تار بوده ام به من که پود می شوم به من که بود بوده ام به من که دود می شوم به من که بی وجود تو خموش و بی ترانه ام ِ درخت بی جوانه ام ِ بهار بی سبزه ام به من که با تو بوده ام به من که بی تو مانده ام
 
 
 
 
 
در همین نزدیکیها خداست...
این برای من نوشته امید بخشیست کاش برای تو هم باشه .وقتی قلبت خسته و دلت گرفته است وقتی در اسمان ابری نیست که بارون بباره وقتی جوانه ای نیست که از عمق خاک بی جان بروید وقتی غمی گلویت را چنگ میزند وقتی اشکهای پاگ با عشق تو جاری میشود وقتی امواج بی جان دریای غم ارامتر از همیشه به صخره ها میخورد و اسمان از همیشه خونین تر است وقتی گامهای خسته ات بی هدفتر و لرزانتر از همیشه است وقتی توان فریاد زدن در تو نیست تنها زمزمه ارام بخش برای وجودت این است که در این نزدیکی خداست...........................................
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 فروردین1385ساعت 7:0 PM  توسط مرتضی  |