|
يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهتت بخن
|

هنوز اي يار تنهايم
به ديدار تو مي آيم
باز مي آيم
اگر كه فرصتي باشد
مجال صحبتي باشد
حرف خواهم زد
براي ددين تو از
حادثه ها گذشتم
كفر اگر نباشد اين
من از خدا گذشته ام
من از خدا گذشته ام
براي ديدن تو از
حادثه ها گذشتم
كفر اگر نباشد اين
من از خدا گذشته ام
من از خدا گذشته ام
عذاب اين دريده ها
مرا شكسته بي صدا
دستي بكش به زخم من
كه از شفا گذشته ام
كه از شفا گذشته ام
باورم كن باورم كن
من كه با تو صادقم
اگه خستم ، يا شكستم
هرچه هستم ، عاشقم
هر چه هستم ، عاشقم
براي ديدن تو از
حادثه ها گذشتم
كفر اگر نباشد اين
من از خدا گذشته ام
من از خدا گشذته ام
منو بشناس و باور كن
كه خسته ام ، خيلي خسته ام
اما هستم
تهي ماند و نشد آلوده دستم
من به دنيا
دل نبستم
باورم كن ، باورم كن
من كه با تو صادقم
اگه خستم ، يا شكستم
هر چه هستم ، عاشقم
هر چه هستم ، عاشقم
هر چه بلا كشيده ام
من از وفا كشيدم
چه از وفاداري اين
اهل وفا گشته ام
من از وفا گذشته ام
براي ديدن تو از
حادثه ها گذشتم
كفر اگر نباشد اين
من از خدا گذشته ام
كفر اگر نباشد اين
من از خدا گذشته ام

نيمه ي گمشده ي من
چه كسي مي تونه باشه
مث روح تشنه ي من
عاشق و ديوونه باشه
كسي كه هر كلامش
طلوعي تازه باشه
غم و تنهايي ما
به يك اندازه باشه
اون كسي كه خواستن او
با همه فرق داشته باشه
هر چي كه از او بوخنم
شعر تكراري نباشه
كسي كه براي خوندن
نشسته تو سينه ي من
نفس هاش هواي عشقه
سكوتش صداي عشقه
اون كه از نهايت عشق
منو با اسمم بخونه
من جزيي از وجودش
يا خود خودش بدونه
اون كه گم شده از آغاز
تا كه من تنها بمونم
جاده ي جستجوهامو
تا قيامت بكشونم
كسي كه هميشه عاشق
مث من ديونه باشه
تو دنيا اگه نباشه
تو آينه مي تونه باشه
كسي كه هر كلامش
طلوعي تازه باشه
غم و تنهايي ما
به يك اندازه باشه
اون كه از نهايت عشق
منو با اسمم بخونه
من جزيي از وجودش
با خود خودش بدونه
اون كه گم شده از آغاز
تا كه من تنها بمونمم
جاده ي جستجوهامو
تا قيامت بكشونم
كسي كه هميشه عاشق
مث من ديونه باشه
تو دنيا اگه نباشه
تو آينه مي تونه باشه
كسي كه هر كلامش
طلوعي تازه باشه
غم و تنهايي ما
به يك اندازه باشه

شقايقدلم مثل دلت خونه ، شقايق |
|
|
|
|
اين سوال بی پاسخ من از خودم بارديگر ذهنم را مشغول کرده است.
براستی چه چيز مرا به اين زندگی گره زده است؟ اين رشته ای که مرا ناگزير ماندن می کند چيست؟
اين همه شهر عاشقونه هق هق گريه شبونه
اين همه قصه از يك اسمه اسمي كه مثل يك طلسمه
يك اسمه طلسمه
ياد تو ياد تو روزهاي رفته
اسم تو اسم تو اسم هر روز هفته است
شيشه ي عمر من افسون اين يه اسمه
زندگيم بسته ي جادوي اين طلسمه
دنياي من طلسمه يك اسمه يك اسمه
سب هاي چوبي تكيده بادبادك هاي پر كشيده
اين همه خاطره طلسمه ياد يك عمره و ي ه اسمه
طلمسه ، يك اسمه
اسم تو اسم دريا ، كبوتر
بوي تو بوي گل گل هاي سرخ پرپر
اسم تو ، رو تن هرسنگ و هر درخته
گفتنش ، خواستنش مثل عشق تو سخته
كي گفته اين يك اسمه ... طلسمه ... طلسمه
