تبليغاتX
سيماي عاشقان
يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهتت بخن
 

يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهتت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چي ؟ گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ... گفتم : يه خواهش دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار . گفتي : به چشم ... حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ... تو هم اون دور دورا ايستادي و بهم مي خندي (morteza)

            

زندگي بي عشق مرگ است پس مرگ بر اين زندگي فاصله، عشق هاي معمولي را از بين مي برد و عشق هاي بزرگ و جاوداني را شدت ميبخشد.مانند باد كه شمع را خاموش و آتش را شعله ور مي سازد

            

 

دیدم کسی در میزند . در را گشودم سوی او . دیدم غم است در میزند غم با همه غم بودنش هر شب به من سر میزند . ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا . غم با همه غم بودنش هر شب به من سر میزند

عشق     مرد       در     سینه ام

کسی نیست....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 آذر1385ساعت 8:34 PM  توسط مرتضی  | 

http://short2000.com/honeyart/shelby.html

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آذر1385ساعت 7:41 PM  توسط مرتضی  | 

 گفتم تو يعني من
من يعني عشق
عشق يعني زندگي
گفتم زندگي دو نيمه است
نيمي تو
و نيم ديگر...........؟؟!!
ساكت شدم و خاموش نگاهش كردم
برق چشمانش عوض شد
خنديدم
قهر كرد و رفت
ميان خنده و گريه گفتم و نيم ديگر هم
باز تو......!!
اما افسوس خشم شنواييش را گرفته بود
و او هرگز نفهميد كه هر دو نيمه زندگي منست
.....تو اگر او را ديدي خبرش كن
و
بگو يكنفر همه زندگيش را باخته
سره يك برق نگاه و
يه لبخند
كه شد اشكي سرد
و آرام آرام ريخت رويه گونه
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 آبان1385ساعت 9:56 PM  توسط مرتضی  |