تبليغاتX
سيماي عاشقان -
يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهتت بخن

از يکي پرسيدم چرا دوستم داري؟ نگاهي تو چشمام کرد هيچي نگفت : گفتم شايد واقعا دوستم نداره ؟ بعد که رفت فهميدم دوست داشتن دل مي خواد نه دليل

 

 

ميروم دور از تو با دنياي خود خلوت کنم * بايد اخرمن به اين بيگانگي عادت کنم * ميروم تا عاقبت پروانه اي پيدا شود * همنشين اين دل شوريده ي شيدا شو

+ نوشته شده در  شنبه 21 بهمن1385ساعت 12:18 PM  توسط مرتضی  |